خرید بک لینک

چنان لبریز از یاد توام من

که یادم نیست حتی نام خود را...

اگر درگیر تشویشم عجب نیست

که از کف داده ام آرام خود را...

چنان لبریزم از یاد تو امشب

که از خویشم مرا دیگر خبر نیست

تمام من تویی...ای ماه زیبا

درون من دگر از من اثر نیست...

چنان لبریزم از یاد تو امشب

که مستم میکند یاد نگاهت...

تو چون ماه بلند آسمانی

منم آن عاشق گم کرده راهت...

هوای قلب من ابریست امشب

دلم تنگ است...میخواهم ببارم

زمستان توی قلبم لانه کرده

اگرچه چشم در راهِ بهارم...

چگونه طی کنم این جاده ها را...؟!

پس از تو من توان در پیکرم نیست...

به جز دلتنگی و تنهایی و غم

کسی اینروزها دور و برم نیست...

در این شبهای بی پایان و غمگین

خیالی جز خیالت در سرم نیست

تو باشی و من و یک جرعه از عشق...

بجز این آرزوی دیگرم نیست...


برچسبها: کیوان4

برچسب: نویسنده: نیکان قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:06

صفحه بندی